خلاصه کتاب جنبش های اسلامی معاصر
درباره نويسندگان:
پرفسور جان ال اسپوزيتو
متولد 19 مي 1940 بروكلين نيويورك
1963 ليسانس فلسفه كالج سنت آنتوني
1966 فوق ليسانس الهيات دانشگاه سنت جونز
1974 دكتر در حوزه مطالعات اسلامي حوزه فرعي اديان
دوره پست دكتري دانشگاه هاروارد
استاد مطالعات اسلامي تطبيقي دانشگاه جرج تاون
پرفسور جان ا رال
1958 ليسانس كالج دارتوث
1960 فوق ليسانس مطالعات خاورميانه دانشگاه هاروارد
1969 دكتري رشته تاريخ و مطالعات خاورميانه دانشگاه هاروارد
سي سال تدريس تاريخ اسلام نيوهمپشاير
1995 انتقال به دانشگاه جرج تاون
او در قاهره بيروت و سودان زندگي كرده و سفرهاي فراواني به كشورهاي اسلامي داشته است.
درآمد
فرآيند دموكراتيك سازي و احياگري ديني در دهه پاياني قرن بيستم علاوه بر آنكه موجبات تقويت و شكل گيري نظام سياسي دموكراتيك را فراهم نمود در همين فرآيند برخي تعارضات را در كشورهايي بوجود آورد.
به ثمر نشستن و عدم نتيجه گرفتن اين تحركات در جهان اسلام به سبب قوت احياگري اسلامي و وسعت دامنه براي مشاركت وسيع هممگاني در عرصه سياسي با شدت بيشتري مطرح مي شوند.
1979 انقلاب اسلامي ايران و بدنيال آن اضمحلال رژيم پهلوي
1990 جنبش اسلامي موسوم به جبهه نجات اسلامي در الجزاير،رژيم اقتدارگراي آزاديبخش ملي را به چالش كشيد و مجبور به پذيرش انتخابات آزاد نمود و در نهايت به شدت سركوب شد.
رابطه ميان قدرت احياگري اسلامي و توسعه نظام سياسي دموكراتيك مسائل مهمي در عرصه سياسي جوامع اسلامي ترسيم نمود. كه بدنبال آن دو راه پيش روي حاكمان در مقابل خواست مشاركت سياسي عمومي قرار داد:
الف) سركوب مطالبات و خواست ها
ب) مشاركت همگاني و گسترده
در هر دو حالت نتيجه براي حاكمان چيزي جز از دست دادن قدرت نبود.
همچنين در جريان اين تحركات دو راه براي رهبران جنبش هاي اسلامي قابل تصور بود:
الف) انطباق با حكومت مستقر
ب) مخالفت خشونت بار
تصميم گيري گروه هاي اسلامي و غير اسلامي كه بدنبال دموكراتيك سازي فضا هستند موجبات بروزمنازعات را در جوامع فراهم مي كند كه ممكن است به رقابت؛همكاري و منازعه بينجامد.
اسلام و سياست
سياست در قالب تركيبي با دين مطرح مي شود.
در ادبيات معاصر اسلام هم دين است و هم دولت
بسياري از متفكران اسلامي و غير اسلامي در مقام سبكي جامع براي زندگي سخن گفته اند فقط با اين تفاوت كه در اسلام سلسله مراتب رحانيون و نهاد كليسا وجود ندارد.
در تمدن دوره ميانه امپراطوري هاي بزرگ اموي و عباسي ساختار كار ويژه هاي بسيار مهمي به لحاظ علمي و اقتصادي در زندگي دنيايي مردم شكل گرفت،ظهور علما در مقام گروهي متمايز در جامعه اسلامي و پديدار شدن مذاهب بزرگ فقه اسلامي كه به نوعي مستقل از حكومت بودند.
طرح اخوان الصفا بعنوان پايه مهمي براي زندگي ديني عمومي مطرح شد و گاه در تعارض با نهادهاي دولت قرار مي گرفت.
در اوايل عصر مدرن با وجود انواع مختلفي از نظام هاي سياسي در جهان اسلام بزرگترين كشورها تحت حاكميت سلاطين بودند.(عثماني،اروپا و خاورميانه – مغولان در هندوستان – ايران شيعي صفويان)
همزمان با تحول ساختاري دولت ها در جهان اسلام پاي اسلام و سياسيت به ميان كشيده شد.
ظهور برخي حاكمان برجسته اصلاح طلب بمانند محمد علي در مصر قرن 19 و مصطفي كمال آتاتورك در تركيه بعد از جنگ جهاني اول و پيگيري برنامه هاي اصلاحي بر مبناي تغيير آمرانه توسط آنها (به نوعي رضا شاه در ايران)
محصول رابطه اسلام و سياست در دو (2) قرن اخير:
الف) تنش اصلي ميان جنبش هاي رفروميستي نوساز و قديمي ها (نهاد هاي مستقر)
ب) تنش ميان غرب گرايان و نمايندگان اسلام سنتي
تركيه :ائتلاف ميان محافظه كاران و نيروهاي واپسگرا و بدنبال آن بركناري سليم سوم در سال 1807
مصر:واكنش پنهان علماي محافظه كار به تغييرات آموزشي الازهر
محافظه كاران و سنت گرايان رفرميست ها و نوگراها را سكولار مي خواندند.
قرن بيستم و ظهور جنبش هاي نوين:
1928 اخوان المسلمين در مصر به رهبري حسن البنا و جماعت اسلامي 1948 درپاكستان به رهبري ابوالاعلي مودودي؛ حاميان اصلي آنها نه محافظه كاران جامعه بلكه تحصيلكردان و شاغلان در بخش مدرن جامعه بودند.
جريان غالب در انديشه و عمل سياسي نگرش ها و برنامه هايي بود كه مدام سكولارتر مي شد.
مفهوم بندي مفاهيم ناسيوناليسم در قالب مفاهيم اسلامي
پس از جنگ دوم جهاني
زماني كه اغلب كشورها تحت قيموميت دولت هاي اروپايي به استقلال سياسي نائل شدند ايدئولوژي اعتراضي و اصلاحات راديكال در غالب رويكرد هاي دمكراتيك سوسياليستي و ماركسيستي غربي شكل گرفت.
دولتهاي مستقل در جوامع با اكثريت مسلمان در دو قالب زير نظام سياسي در چارچوب ايده هاي دولت مدرن تاسيس كردند:
الف)جمهوري راديكال
ب) حكومت سلطنتي محافظه كار
فعاليت واحد سياسي مسلمانان در عرصه داخلي و خارجي در چارچوب منطق دولت – ملت بود كه مسائل اصلي آن نحوه انتطباق مفاهيم و ساختار اسلامي دوران مدرن بود كه به واقعيت آن متاثر از غرب بود.
نوگرايان اسلامي محمد عبده در مصر و احمد خان درهند مبدل به گفتمان ديني غالب در بيشتر كشورهاي اسلامي و پايه گذاري انعطاف پذيري براي مفصل بندي و ايئولوژي نظير سوسياليسم اسلامي
انطباق هاي مهم:
53-1951 شكل گيري ليبي بعنوان كشور مستقل و حكومتي سلطنتي به رهبري صوفي مقام عاليرتبه سينوسي ها پادشاه دولت ملت نو ظهور شد.
سودان سازماندهي جماعت اسلامي ريشه در ختميه طريقه و انصار در قالب احزاب سياسي توده اي در قالب انتخابات پارلماني 1956
نقش مهم شخصيت ها در ايجاد اين انطباق ها غير قابل انكار است.
1970 تغيير و تحول اساسي نقش اسلام در سياست بصورت منبع ديدگاه هاي جديد و بديع در باب توسعه و دگرگوني سياسي و نه در مقام واكنش ساده در درون جامعه
دچار شدن رهبران حكومت هاي دولت ملت هاي تازه تاسيس با مشكلات متعدد
چالش هاي ناسيوناليستي و ميل رغبت به آنها موجبات ياس . بي ثباتي سياسي و مشكلات عمده اقتصادي و بدنبال آن ترديد مردم در جهان اسلام نسبت به كارآمدي و اعتبار ايدئولوژي حاكم
بدنبال و به موازات افزايش تعداد افراد كه اسلام را منبع مناسب رفع مشكلات مي دانستند سازمانهاي جديدي اعتبار و اهميت جديدي يافت.(پيوستن بسياري از سازمانها به اخوان المسلمين و جماعت اسلامي)
سازمانهاي جديد بخش مهمي از فرآيند احياگري اسلامي را در اواخر قرن بيستم بر دوش مي كشيدند.
در حكم كنش گر هستند و نه صرفا به عناصر ديگر واكنش نشان دهند.
مبين ضرورت نوعي آلترناتيو در جهت گيري اجتماعي سياسي معتبر و بازتاب تمايلات دوگانه تحصيلكردگان در جوامع اسلامي هستند كه خواهان: مشاركت دادن بيشتر و صراحت اسلامي بيشتر در جوامع مي باشند.
پيگيري توآمان دموكراتيك سازي و احيا گري اسلامي
احياگري اسلامي و فرآيند دموكراتيك سازي
مهمترين پرسش ها:
پاسخگويي به ميزان سازگاري اسلام و دومكراسي و نقش جنبش هاي اسلامي در تحول سياسي در عصر نهادها و ديدگاه هاي پسامدرن
ظرفيت هاي دموكراتيك منابع سنت اسلامي و توانايي جنبش هاي اسلامي براي تحقق موثر و توآمان اصالت اسلامي و مشاركت هگماني دموكراتيك
منابع نظري ايدئولوژيك براي دموكراتيك سازي دولت اسلامي
وجود مفاهيم و نمادهاي مطلق گرايي و سلسله مراتبي در كنار بنيان هاي لازم نظري براي آزادي و برابري
منابع نظري لازم براي رآيند دموكراتيك سازي:
مطالب مربوط به مشاركت برابري و ايده هاي مربوط
مفاهيم مربوط به مخالفت قانون مند
زيرا بدون بحث جامع در مورد ايده ها و آرمانها شناخت برنامه ها تمايلات جنبش هاي اسلامي در جهان معاصر دشوار خواهد بود.
شباهت تجربه مسلمانان و تجربه نهادهاي سياسي كه بر پايه سنت يوناني و مسيحي شكل گرفت.
نگاه به بستر جهاني دموكراتيك سازي و تجارب ومفاهيم اختصاصي مسلمانان
در ميان كشورهاي غير اسلامي فقط آلمان بود كه انقلاب دموكراتيك نه تنها نظام حاكم را خاتمه بخشيد بلكه موجبات تاسيس جديد را فراهم كرد.
جنبش در ايران منجر به انقلاب اسلامي و حركت شيعي
اين نكته كه در جنبش هاي ملي بدنبال اسلامي سازي واحدهاي سياسي موجود هستند در نهايت اهميت قرار دارند.
طيف بندي تجارب:
عوامل موثر در شناخت جنبش هاي اسلامي:
الف) قانوني يا غير قانوني بودن جنبش ها و تغيير وضعيت آنها در طول زمان
ب) ميزان تمايل به همكاري با رژيم حاكم و خصلت كنشگري انقلابي و اپوزسيوني
ج)رويكرد رهبران سياسي حاكم با جنبش ها (فشار و سركوب،ايجاد فرصت مشاركت مسالمت آميز)
بدست گرفتن قدرت توسط جنبش ها در ايران و سودان منجر به تاسيس نظام سياسي جديد
تجربه مشاركت موفقيت آميز جماعت اسلامي پاكستان و آنگكا تان بليا مالزي
مخالفت اخوان در مصر با رژيم حاكم و همچنين در الجزاير
اسلام و دموكراسي
احياگري اسلامي و ميل به دموكراتيك سازي از مهم ترين مقولات معاصر است. كه در بستر جهاني پويا در قالب هويت هاي قومي و تقاضا براي مشاركت سياسي همگاني در جهاني پيچيده كه تكنولوژي در جهت گسترش روابط جهاني و هويت هاي ملي و فرهنگي و درنهايت قدرت قرار دارند.
براي فهم منابع و مسئوليت هاي خاص جوامع اسلامي و تاثيرات سرنوشت ساز آنها جامعه و سياست بررسي موضع آنها مثلادر تجربه جهاني ضروري است.
امروز شاهد آنيم كه در مقابل اندك مخالفان دموكراسي خواست و رغبت دموكراسي درخواستي سراسري است و بدنبال آن بسياري از مردم بر اين باورند كه مهم ترين تحول سياسي جهاني در اواخر قرن بيستم ظهور جنبش هاي طرفدار دموكراسي در سراسر جهان بوده و اكنون بازيگران اصلي عرصه جهاني تنها دولتها و حكومت ها نيستند.
جنبش ها قدرتمند سازي هويت
خواست عمومي براي مشاركت و به رسميت شناختن هويت هاي خاص كه به تغيير شكل تجربه انساني در....
خاصيت اين دو نوع مطالبه مبين احساس ضرورت كنترل بر پيشرفت نهادهايي است كه بيش از حد بزرگ شده اند و آنها براعتبار همبستگي هاي كوچك و فرقه اي تاكيد مي كنند.
برژنسكي:تاثير جنبش ها با تحليل قابليت دولت- ملت بعنوان يك واحد عملياتي
دولت- ملت ها در سطح كلان منطبق و مطابق نياز هاي تاريخي شان نيستند وي ضمن اشاره به اروپا در سطح كلان و عدم اهميت موضوع در سطح خرد تر معتقد است يك اجتماع صميمي زباني و مذهبي بايد با تاثيرات مخرب انفجارات و هياهوهاي داخلي و خارجي متروپل فائق آيد.
از جمله ويژگي هاي اصلي جهان دردهه 1990 فرآيند دموكراتيك سازي و احياگري ديني جهاني است.
فرآيند دموكراتيك سازي بمعناي افزايش تقاضا براي مشاركت مقتدرانه مردم در سياست و حكومت در نقاط مختلف دنيا مي باشد.
رشد تكنولوژي و به حاشيه رانده شدن بخش زيادي از مردم و گسترش بوروكراسي و نظام اداري و افزايش دامنه حكومت و از طرفي وجود حكومت هاي مطلقه سنتي (اقتدارگراي چپ و راست) و رهبران جمهوريهاي دموكراتيك محافظه كار به رهبراني توانا در رهبري توده ها مبدل شوند.
رشد تكنولوژي منجر به دوري از سياست مشاركتي
وجود رژيم اقتدارگرا موجبات رشد فزآينده مشاركت طلبي مردم و سر برآوردن جنبش هاي دموكراتيك خواه و خواهان تغيير ساختار حكومتي را بدنبال خواهد داشت.
با وجود راه هاي مختلف براي افزايش مشاركت مردم بيشتر تمايلات به دموكراسي است.
آنچه در اين فرآيند بنيان هاي لازم براي انقلاب ها و جنبش هاي دموكراتيك در جهان فراهم آورده ميراث وسيع و مفاهيم و تصورات مربوط به دموكراسي است. تا جايي كه ديكتاتور ترين افراد مجبور به سخن گفتن با زبان دموكراسي شده اند.
دابليو بي گال: دموكراسي مفهومي ماهيتا متعارض است او متذكر شد مجادلاتي كه برچنين مفاهيمي تمركز دارند كاملا متغيرند اين مشاجرات با هيچ بحثي قابل حل نيست ولي بواسطه استدلال ها و مدارك قابل قبول تقويت مي شوند.... خطري كه همواره ذهن بشر را تهديد مي كند دست كم گرفتن يا ناديده گرفتن كامل ارزش نگرش هاي متفاوت است.
مطالبه مشاركت همگاني فزآينده با به رسميت شناختن هويت هاي مختلف با تاكيد بر اصالت و مشروعيت هويت هاي قومي اشكال متنوعي به خود گرفته است.
الف) در برخي مناطق مطالبه محصول اصرار بر يك ميراث فرهنگي،قومي و زبان خاص است.
ب) مطالبه به منظور تاييد اعتبارات نسبت به پيام خاص ديني(جريان احياگري دين)
در بعدي وسيع تر اين جنبش ها مبين رد آن مفروضات قديمي هستند كه قرار بود بر مبناي آن جهاني همگون و مدرن از مجموعه گروه هاي مشابه به درون جامعه جهاني واحد تاسيس كند.
ديدگاه اينكه امريكا را بعنوان يك ديگ گدازه بزرگ با ظرفيت حل فرهنگ ها اما در1960 دريافتند كه گروه هاي قومي در ايالات متحده حضور دارند كه ذوب ناپذيرند.
1990 آشكار شدن تاكيد بر هويت هاي قومي بعنوان عامل مهم درامور جهاني كه برخي آنرا رجوع به بربريت مي دانستند.
اما در واقع نوعي طرد گرايي پسا مدرنيستي از نوع همگون سازي اجباري نهادهاي توده اي و فردگرايي غير اخلاقي سكولاريسم مدرن بود كه در دستور كار مدرنيته قرار گرفته بود كه جورج اورل آن را هشدار داده بود.
فراتر رفتن از .... قومي كوچك و تبديل شدن به پديده جهاني احياگري ديني
از مهم ترين تحولات اواخر قرن بيستم فوران واقعي جهاني دغدغه ها و مضامين مذهبي و شبه مذهبي و بنيادگرايي در بستر جهاني شدن كنش انسان بود.
اسلام و دموكراسي
بايد دانست كه احيگري بنياد گرايانه دكترين ايدئولوژي هاي خاص گرايانه محلي،قومي،تمدني و منطقه اي به هيچ وجه شاهدي بر فرآيند جهاني شدن نيست.
تاكيد هاي اخير جهان گستر ايده هاي خاص گرايانه بواسطه پديده رو به رشد جهاني شدن به شدت خصلت موقعيتي پيدا كرده است.
جنبش ها بنيادگرايانه و ارتجاعي سبك جديد از هويت اجتماعي خاص را عرضه كرده اند.
هرلودر: روند بزرگ دموكراتيك سازي و تاكيد برهويت بطور همزمان بدنبال تقاضاهاي خاص براي قدرتمند سازي و شناسايي هويت در بستر عمل و تجربه جهاني شدن انسان هستند.
در هر منطقه شيوه خاص وجود دارد بطوريكه گاهي دو عنصر مكمل يا گاها متعارض هستند.
تحولات منطقه اي در خلاء اتفاق نمي افتند بلكه بايددانست كه هم تاثيرپذيرند و هم متاثيرگذار
در جهان اسلام احياگري اسلامي باتاكيد بردين و هويت شكل گرفت كه خود را درلباي،شيوه زندگي،هنر و عرصه هاي عيني قدرت و سياست نشان مي دهد.
تجديد حيات اسلامي موجبات طرح مطالبه گسترده اي براي مشاركت وسيع همگاني در نظام سياسي فراهم نموده است.
حكومت هاي اقتدارگراي جهان سوم بواسطه مدل هاي سكولار پيگير برنامه هاي نوسازي هستند.تا جايي كه احزاب سياسي بصورت نمايشي در آن اجازه فعاليت دارند.
با نگاهي كه تاريخ كشورهاي جهان سوم مي بينيم كه تجربه تركيه در سال1950 توسط كشورهي ديگر تكرار نشده است.
فرآيند دموكراتيك سازي و احياگري اسلامي در بسياري از كشورها نيروهاي مكمل يكديگر بوده اند،مهمترين و موثرترين مخالفت ها با رژيم اقتدارگرا از طريق تاكيد مجدد بر هويتو ميراث اسلامي بيان مي شود.
فرآين دموكراتيك سازي كشورها يا حكومت هاي اسلامي درمعرض همان حركات اجتماعي قرار دارد كه قبلا ناسيوناليسم قرار داشت.
اچ اي آر گيب:
ناسيوناليسم سيماي غربي اش منحصر به روشنفكران بود كه در اتباط و تماس نزديك باانديشه غربي قرار داشتند و به موازات رسوخ عقايدناسيوناليستي در ذهن مردم انگيزه ها و فشاردروني توده هاي مسلمان ناسيوناليسم را دچارتحول كرد بطوريكه امكان ممانعت ازاين تحول وجود نداشت.
هرچه پايه هاي حمايتي ناسيوناليسم وابسته به توده مردم شود جهت گيري هاي اسلاميآن افزايش مي يابد و فرآيند دموكراتيكسازي ابعاد سكولار خود راازدست ميدهد و بيشتر توده اي مي شود.(تبديل به جنبش مردمي و دموكراتيك)
فشار براي دموكراتيك سازي در جهان اسلام موجب تقويت و فشار مضاعف براي احياگري اسلامي خواهد شد.
فرآيند دموكراتيك سازي سياست
فرآيند دموكراتيك سازي و احياگري دو فرآيند هستند كه شاملقدرتمند سازي مردم در سياست و تاكيد بر هويت هاي فرقه اي است.
تعريف و مفصل بندي مطالبات مبيين تنوع ديدگاه ها در جهان اسلام است.
جيوواني ساتوري:
آيا راهي جز غربي براي تحقق دموكراسي وجود دارد؟در حاليكه صدور كاملا غربي ان غيرممكن است.
تعارض درتعريف دموكراسي صحنه منازعه ميان خودي و غير خودي است.
تعريف دموكراسي صحنه منازعه ميان خودي و غير خودي و بنابرايت تعريف آن در جامعه اسلامي چالش برانگيز ده است.
تعاريف غربي از دموكراسي
از تعاريف متفكران و رهبران سياسي در خصوص دموكراسي براي خارج از امريكا و اروپاي غربي چنين برداشت مي شود كه اجماعي بر سر معناي آن و چيستي نهادهاي لازم در رژيم هاي اقتدار گرا براي ايجاد آن وجود دارد.
جيمز بيكر وزير امور خارجه امريكا(1991) خطاب به اهالي شوروي پس از فروپاشي مي گويد كه بايد به پنج اصل ملتزم باشند:نظام چندحزبي،انتخابات آزاد،برداشتي جفرسوني از حقوق اقليت ها
همانطور كه نظام انتخاباتي چند حزبي بخش كليدي دموكراسي در جوامع مختلف است ساير شاخص ها براي توسعه دموكراسي بايد متناسب با شرايط جوامع مختلف تنظيم و بصورت كاربردي تعريف شود.
كوهن معاون وقت وزير امور خارجه امريكا:
كمك هايي براي شروع فرآيند دموكراتيك لازم است (برگزاري انتخابات آزاد و منصفانه چند حزبي)
كمك براي ايجاد شرايط حكمراني خوب(توانمندسازي مردم در جت مسئوليت پذيري و مشاركت جهت تحقق دموكراسي) ايجاد نهادهاي مدني؛قوه قضائيه مستقل؛مطبوعات آزاد
جي دانفورث كويل معاون رئيس جمهور: بدون اشاره به دو سر طيف دموكراسي (اجماعي / مخالف )معتقديم در افريقا مدل واحدي از دموكراسي وجود ندارد.همچنين او ادامه مي دهد براي نظام هاي رياستي،نظام هاي پارلماني،تعيين تعداد كرسي ها بر مبناي نسبت اراء و نمايندگي خص منطقه اي احترام قائل شويم.
دولت كلينتون: گسترش دموكراسي در خارج يكي از سه ستون اصلي سياست خارجي امريكاست.
وارون كريستوفر وزير امور خارجه:تشويق نهضت جهاني براي دموكراسي بمعناي تغيير جهان كنوني است ما از طريق كمك به پيشرفت دموكراسي به عميق ترين ارزش هايمان احترام مي گذاريم.علاوه بر ان ما سرمايه گذاري استراتژيكي براي امنيت ملت مان انجام مي دهيم.
پس از كش و قوس هاي فراوان و بررسي تعاريف امريكايي دموكراسي بعنوان يك مدل كارآمد در فرآيند دموكراتيك سازي اين سوال پيش خواهد آمد كه آيا اقتباس يك مدل خارجي دموكراسي مناسب است يا خير؟
فرآيند دموكراتيك سازي در جهان اسلام از نگاه يك تحليل گر در دوران رياست جمهوري كلينتون: هميشه برخي رهبران در هنگام حمايت از اجراي فرآيند دموكراتيك سازي خاورميانه سعي نموده اند با بيان اينكه اسلام با دموكراسي سازگاري ندارد پرچم سرخ بنيادگرايي را در مقابل آن قرار داده اند.تحليل گر معتقد است برنامه بورس به كنار خود رودز يادآور خاطرات تلخ دوران استعمار است او طرفدار دموكراسي براي نژادهاي برتر بود و اعمال شاقه براي نژادهي فروتر
بنا به تفاسير فوق در واقع هر گونه تجويزي براي تاسيس نظام دموكراتيك مستلزم برگزاري انتخابات آزاد و منصفانه است.
با نگاهي به مشاجرات موجود در تعريف دموكراسي و اختلاف نظرهايي كه در تفسير آن در خود جوامع غربي وجود دارد در مي يابيم كه قدرتهاي غربي در پي ايجاد تعريفي واحد و كاربردي در راستاي منافع خود براي سايركشورها بوده و هستند.
هم تعاريف مختلف موجود غربي و هم تعاريف رسمي دولتهاي غربي توانسته اند تاثير محسوسي بر فرآيند دموكراتيك سازي جهان اسلام داشته باشند.
ميراث اسلامي
انديشمندان جهان اسلام معتقدند فرآيند دموكراتيك سازي واحياگري ديني مي توانند در ارائه تعريف ازدموكراسي اسلامي مكمل هم باشند به شرطي كه دموكراسي را به تعريف نهادي و ايده اي امريكايي و اروپاي غربي محدود نكنيم و ازسويي ديگر اصول مهم ديني را بسيار بسته و سنتي نبينيم.
زيرا در آن صورت فرآيند دموكراتيك سازي از مشاجره بر سر مهم ترين ابزارهاي افزايش مشاركت همگاني به بحث بر سر مشروعيت واردات نهادهاي سياسي خارجي تغييرخواهد يافت.